X
تبلیغات
باغان ما
حال وهواي م بدنيست,پراست ازشميم عطرگلهاي رنگارنگ بهار درسالي كه كم نبودزيبايها,لبخندها,والبته دلخوشي ها..

ننوشتن هايم هي طولاني ميشد..نه اينكه نبودم ونخواستم..نه...بهاروباران زيباومستمرعوض اينكه انگيزه نوشتن هايم رازيادكند..بيماري مزمن خوشي وتنبلي ام رازيادكرد...تااينكه دراين پاسي شب عطش مرثيه هايم ...نگذاشت..ونخواست ننويسم

دراين روزهاي پايان سال ,كه به سلامت به پايانش مي رسيدم باز در رثا وفراق ي ديگر قرارگرفتيم

سعيدي مهربان ازجميع سعادتهاي ما كم شد وسال پرباران وپرسبزه مان رنگ ناخوشي گرفت..درست نزديك سالگردعروج اميد...

ارتباط جنداني بااونداشتم ,واين باعث نميشودكه ندانستن هايم ازاو كم باشد..نه..هرجه بود..عزيزبودوبامعرفت..مومن وباايمان..مسجدي وهيئتي..بي آزاروساكت..ودركلام كامل..دانشجوي حقوق...كه اميدبه فارغ التحصيل رادراين دنيا گذاشت وفارغ شد ازاين دنياوپركشيدورفت..

صحنه دلخراش تصادف راديدن دل هرعابري رابه دردمي اورد..خصوصا انكه همه قوانين رارعايت كرده بود..الا تقديري كه درانتظارش ازراه بي انكه بداندسررسيده بود...

واقعه تلخ عروج سعيدمهربان حقوق دان مان رابه خانواده عزيز..پدرمهربانش ومادرگرامي اش..دايي خا..عموها..پدربزرگ وهمه نزديكانش تسليت عرض ميكنم..شادي روحش رامسلت ميداريم وبراي اين عزيز فاتحه اي ميخوانيم..خدايارحمتش راازاودريغ مفرما

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392ساعت 3:34  توسط ناصرغفوری  | 
جامه سبز پوشيده اي ومارابه ميهماني خودميكشاني اي همه خاكت طوطياي جشمهايم...اينروزهاي سبزت رادرجان وروح مان مبينيم..اي همه زيبا...اي همه تصوير دل انگيز...واي ازاين همه طبيعت هاي زيبايت...واي ازتوكه دوست داشتنت حالا يك ارزونيست...يك وظيفه است..يك پيمان است.....تورادوست داريم....باغان عزيزم
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1392ساعت 23:48  توسط ناصرغفوری  | 
سلامي ازوسط سرماي اينروزهاي اخرپاييزي كه شب يلدا پايان نكاه زرد ما به دنياي پيرامونمان است..پاييز باهمه زيباييهايش كه يكي صداي همين خش خش بركهازيرپاهايمان است,داردتمام ميشود وزمستان سردتركه سفيدي برفهايش شبهاي درازش زيباست ازراه ميرسد. 

اين وسط ما مانده ايم ويك تقويم ته مانده ازعمرش ...ورق كه ميزنيم همه جيزرايكنواخت ميبينيم...پاييز..زمستان..بهار..تابستان..بازم پاييز...

جه باخته ايم وجه برده ايم...همه اخرش به يك نقطه پايان ختم ميشود...برك اخرخوبيها وبديها ميماند..

امشب تمام ذهن من دجارزيبايي همين پاييزشده..فعلا ازاين حال خوب استفاده كنيم تابعد....

شب طولاني دراه دارم..هرجه نكاه ميكنم انكارتكان نميخورد هيج جيز..

بازهم زيباست همه جيز

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1392ساعت 22:50  توسط ناصرغفوری  | 
شبيه حرفهايم شدي...كمي ازنارنجي دلت رابه مابده..تاازين مه هابالا روم ونكاه كنم برمداروجودت سپيد سفيد دلم...

نكاه كن ببين دستهايم رامشت كرده جلوي تومي اورم تاحدس بزني دردستانم جيست ....حدست درست نيست...مهرانه توست كه پيداكردني نيست

كمي ازسياهي شب بي حوصله زمستان زده اينروزها فاصله ميكيرم...حرفي ندارم..حجاب شب هنوزبردلم شوق كفتن راكرفته...دليلش راكه مي پرسم بي تويي ه توست...نيستي كه نيستي ,ميهمان خيال من..

همه انجه ديدم وكفتم بازي باروح توبود...نيستي كه وجودت باشدبراي من...كجايي كه سفرت به درازاكشيدوذهنم ازتوخالي...

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1392ساعت 22:28  توسط ناصرغفوری  | 
.  همه جابوي بهاره وهمه درفكرجستجوي مجدد درپي. خواسته هاي نو...كه اين مهم ميتواندكاشتن محصولات كشاورزي باشديااحسن الحال باشد...دركل بوي بهاركه ميرسد انسان به تكامل فكرميكند...تكامل درنوشدن هاي روح وان وعقيده وراه ورسم

باغان درحال رنك زدن مجدد است ومن هم به همراه همه دوستان م درپي استفاده كامل ازاين لحظاتيم...حيف است استفاده نكنيم ازاين بهارزيبا

جمعه فرصتي دست دادتا ازمنطقه برستون باغان كه اهوهاي مشهورش درقديم زبانزداست ديدن كنيم .جاي واقعازيبايست...هم بهاردارد وهم اب فراوان...لحظات خوشي بود

طبق معمول دوستداري كوهنوردي ام....اين فرصت هم استفاده شد وتنها قلعه كوه راكه نماد شجاعت ودليري وسخت كوشي باغونياست ديدن كردم....بلندي ه پرشكوهي دارد وعظمتش مثالزدني

جاي همه شماسبزبود

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1392ساعت 14:36  توسط ناصرغفوری  | 
تااين لحظه كه بيداري ام طول كشيده ازابتداي صحبت هاي ريس جمهورمحبوب نشسته وكوش ميكنم..تنكناهاي ديروز,ركوداقتصادي,تورم بالا,عدم ثبات بازار,اسلام هراسي وايران هراسي بيكانكان..نزاع هاي بين قوا..هياهووتندرويهاوافراطكرايي.امروزجاي خودبه اعتدال,ارامش,رشد.تدبير,منطق,تعامل وارتباط باكشورهاي دنيا ودراخرپيروزي بزرك هسته اي ,,,,داده است..

سيماي ريس جمهورباهوش كه ميبينم وارامشي كه به كشورودنيابخشيده..همان ارامش راحس ميكنم..

ميشودبقول جناب روحاني ارام بودوپيشرفت كرد...ميشودباتدبيربرمشكلات فايق شد..

صدروزكذشت..به انجه اووعده داده كه دريك حرف تاريخي اوكل كلمات نهفته كه سانتيفيوزهاي بايدبجرخددرصورتي كه زندكي مردم هم بجرخد..عمل نموده....بله عزيزانم...كمشده مادرهشت سال كذشته نبودتدبيربود...خيلي هشت سال سخت كذشت مردم..خيلي

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1392ساعت 23:30  توسط ناصرغفوری  | 
خداراشكروسپاس...به اندازه كافي باران باريد...فكركنم اندازه تمام فصل پاييز..باريدنش راحتما به فال نيك. بايدبكريم...

دشتهاي باغان ازاين به بعدسرسبزبايدببينيم...همه شادوخوشحال ومسرورند...تلاش ميكنم تصاويرزيبايي ازاين سرسبزي رادروبلاك بياورم...


+ نوشته شده در  شنبه دوم آذر 1392ساعت 15:6  توسط ناصرغفوری  | 
نشستن درحسينيه باغان درعاشوراي حسيني وعزاداري كردن درماتم حسين وياران باوفايش حال وهواي خاصي دارد.من درتمام طول مدت نشستنم دراين فكربودم كه هنوز بعدازسالها روستاها عزاداري شان دست نخورده مانده..هنوزهمان صفاي دلها ووالاترين ارادتهابه ساحت مقدس امامت ولايت دردل روستاييان هست ودوري كردن ازبيان ادبيات دورازشان امام ومولا وپرهيزازافراط وتفريط درعزاداري دراينجامشهود ونمايان است

نوحه هميشه بيادماندني مرحوم غلامرضا اتش افروز..خواهراخداحافظ..راكه بيادداريد ..عجيب دلنشين بود..هنوزصداي غلام عزيزدردلهاوذهنهابيادمانده....وهمينطورصداي حاج اميربادپا....

عرض م اينست كه ريشه همه جهالتها درافراط وتفريط وساختن جهره هاي دروغين درذهن هاست...جهره هاي رحماني امامان عزيزمان رابراي مخاطبين خشن وزوركوترسيم ميكنند..يادرعزاداري ها خون خودرابرزمين ميريزند وياكاهي جهره امام ع راانقدرمظلوم جلوه ميدهندكه نكو ونپرس...

امامان مابالاترازتوصيفند...انان اينه تمام نمايي ا زاسلام ناب محمدي اند وفراترازجمالات ما...

باغان وحسينيه اش هنوزباصفا وصدق مانده... واين همان جيزي ست كه من راازخنج به باغان ميكشاند...نه من..بلكه همه مهاجرين ي باغان...

اميدوارم همين صفاوارادت ودوري ازافراط وتفريط نسل به نسل..سينه به سينه حفظ وپاس داشته شود...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392ساعت 0:17  توسط ناصرغفوری  | 
بي وفقه شروع به باريدن كرفته...ميشمارم يك,دو,سه......بكذارببارد مكه ميشودشمرددانه هاي رحمتبخشش را...مكه ميشود ايستادوسيرشدازديدن نمايش سمفوني باريدن دانه هاي باران....

باران تنها تصويرزيباي اين دنياي پيرامون مانيست...كاهي بخشيدن ونكاه مهرباني به يتيمي وكرفتن دست مستمندي ونفس كرمابخش يرمحفلي عرفاني دميدن هم خود كوشه اي اززيبايي هاست...

باران ميبارد ومن همجنان ناتوان درشمردن دانه هاي درشتش جاي دنج لم داده به ديوار وبغض كرده وهزارفكرهاجور واجورتمرين اهه كشيدن ميكنم كه حالا برايم محرزشود كه ...ايا بازدمي هواي تنفس شده ,غبارسرد زمستاني ميتواند باخود تمام درد هاراازدرون به بالا پرتاب كنديانه..

رفتن ها ونامها...ويادها..حسرتها وتنكنا ها....يك طرف واميد وباران وزندكي يكطرف ديكر...

وهنوزدلم سيماي مردپرتغال فروش باكاري رادنبال ميكند كه بدانددراين هواي باراني...پرتغال هايش رافروخته يانه...واياامشب بادست پربه خانه برميكردد تا شكم كرسنه فرزندانش راپركند يانه....اوماهاست به دلايلي بكارشده وشغل پرتقال فروشي راكه هيج سنخيتي باشغل اولش نداشته انتخاب كرده...روزكارغريبي ست ديكر....

باران ميبارد ومن ذهن م به دشتهاي باغان مشغول ميشود ويادسبزشدن كلهاي بابونه مي افتم وكلهاي بنفش وقرمزصحرايي...وامدن بهاري ديكر...

كوجولهايم بيدارن...انها هم به نظاره باران ايستاده اند...يادنكاه فرزندان اسماعيل واميد..نكاهم راازباران برميدارد...دوباره همان اهه اهه كردن ها وغبارسرماي زمستان.....

واي كه جقدرپاييز زيبايي وزردي وهجران دارد......واي

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1392ساعت 14:45  توسط ناصرغفوری  | 
اقایی که  پست ...کوچه  باصفای ما...من دراین وب  که سال قبل نوشتم وکلی  سروصدابلندکردبخاطرجذابیتش وبه دل نشستنش وهرکی اون رامیخوند به حالی وهوایی خاطره انگیزدرقدیم های  باغان قدیم  میبرد...راخونده بود وعجیب  به دلش چسپیده بود...کامنت گذاشته بودکه ناصرجان دوباره به همان سبک بنویس..خصوصا ان قسمت که نوشته بودی یادباغان قدیم به خیروپشت بامهای به هم متصل که مرزی نبودوفاصله هایش فقط نزدیکی دلها بودوبس...خیلی به دلم نشسته.......

برایش نوشتم دل انگیزم....عزیزم...لحظات تکارنشدنی ان روزهای همیشه دلی ها...که دل پسندبود ودل نشسته....یک آن است ونوشتن  پیرامون انهاهم  رد دل میخواهد....

گفت واضع تربگو....گفتم عجیب دلگیرم اینروزهای هاج واج ...وقتی به  یادزمان وچشمهای خیره به در های فرزندان  پدرازدست داده این وقت اخیرمی افتم...بچه های دوست داشتنی...امیدواسماعیل که ماه  نگاه ها بودند...نگاهشان...دل نوشتن ندارم...وقتی به  انتظارماندن چشمهای همسران شان فکرمیکنم...به  لبخندهای تلخ مادرجاسمم....به سنگینی سکوتش......های......

باورکنید باغان عزیزم  رابانوشتن هایم ازاو....عزیزترمیبینم.....قول داده ام وقتی ازتب وتاب این نوع رفتن ها....بیرون امدم..همراه با روزهایی  که درراهند وسبزمیبینم انهارا...نوشتن هایم به همان سبکی که اودوست دارد سوق دهم.....

دولت تدبیراست وامید...بهرحال خود به تنهایی این اخری یعنی امید را  به امیدساختن باغانی  زیبا با همان تدبیر پسوند امید....کم نیست....حتما یاری خداراهم همراه خواهدبودتا دل ان دوست خوبم هم بدست اورم باهمان سبک وسیاقی که اومیخواهد.....د.امین.....دعابرای شفاعت بیماران یادتان نرود

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم مهر 1392ساعت 0:36  توسط ناصرغفوری  | 
 هوای خنک اینروزهای باغان  وشلوغی صحراها وزمینهای کشاورزی اش که آماده میشودبرای کشت دوباره هندوانه وشمام وخیارسبزوگوجه وپنبه رادیدن وحس کردن حال وهوای دیگردارد...هوا خیلی خوب شده..مرزگرما وسرما.....درست ان چیزی که دلم من میخواهد وهمه.....این نوع هواها میل به بهترشدن است...فرارازیک حال بد...

باغان حوالی این ماه ماندن دران وتعطیلات راسپری کردن بدنمیگذرد...خوبی اش به ان است  که عرق نمیکنی که کلافه شوی....

امیدوارم هوای اجتماعی مردم هم بهترشود...حسادت ها کم وکمتر...ترقی وپیشرفت فرزندانش راخوشحالی همه فرابگیردهمانطورکه خدای نخواسته درمراسمهای مرگ ومیرهمه باهم همدل وهمراه وهمدرد بوده اند ....امیدوارم جای خالی ازدست رفتگان به لطف ورحمت لایزال الهی پرشود...بیمارانش خصوصا حمیدجان عزیزی...مصطفی  عزیز حاجی زاده...حاج علنقی زمانی شفای عاجل  دست پیداکنند...ودغدغه جوانان عزیز اعم از اشتغال وازدواج برطرف شود...روح رفتگانش  قرین لطف واسعه حضرت حق قراربگیرد...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم مهر 1392ساعت 16:40  توسط ناصرغفوری  | 
دکتریسدمحمد احمدی استاندار فارس شد..بنابه پیشنهادوزیرکشورو تصویب هییت دولت ، دکترسیدمحمداحمدی استاندارسابق ایلام ومعاون سابق سیاسی امنیتی استانداری فارس دردولت  اصلاحات سیدمحمدخاتمی بعنوان استاندار فارس منصوب شد..ایشان همچنین فرماندارسابق لارستان .مرودشت.بخشدارقیر.کاردارسفارت ایران دربحرین.سرکنسول ایران دردبی..ومحقق مرکزتحقیقات استراتیژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام ومعاون بین الملل دانشگاه ازاداسلامی..رادرکارنامه افتخارات خوددارد...تبریک به خانواده های معظم شهدا..ایثارگران..جانبازان.رزمندگان ومردم بافرهنگ واصلاحطلب شهرستان خنج واستان قهرمان پرورفارس
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم مهر 1392ساعت 15:52  توسط ناصرغفوری  | 
وداع رادوست ندارم ونمیدانم چرابیشترمطالبم رثا وفراق وهجرت است...اتفاقا خیلی ها این نوع نوشته ها یم رادوست دارندولی من هجرت رادوست ندارم...انهم هجرت بهترین هارا...دوست داشتنی ترین هارا...عزیزترین هارا....اما برخلاف میلم دوباره  شاهدپرواز ی  دیگرشدم...پروازی به ملکوت ابدی..پرواز به اسمان نگاه...به ابدیتی بی پایان...

"عمو"تکیه کلام همیشگی ه ساده پوش ه  بی ریای ه خنده روی ه  ما بود....مهربان وبی آزار...بی آلایش وبی شیله...خاکی ترین مهندس  دنیا...ی  حداقل پیرامون ما

تلخی این نوع هجرتها اینست که بی بازگشت است  ....وقتی به آن فکرمیکنم بغض م میگیرد...به این  که اوهرگز بازنخواهد گشت....هرگز

...های دنیا....های  کوچه ها.....

ساده پوشی ودل صافی وساده نگاهی اش راهمیشه دوست داشتم...ولبخنده های بلندش...وپرس وسراغ گرفتن های اوازاحوالها....را..

شنبه که روزهای بی اوآغازمیشود...برای  همه نبودنش سخت است..خیلی سخت...وبرای من که رفیق دوران کوکی ام.بود..هم بازی دوران بچگی ام...که حس دوست اول...دلم بود..

یادبازی های دوران کودکی ام بااو افتادم....همسایه خانه قدیمی  مادرمحله قدیمی باغان که خانه های مادرست به هم متصل بود..هم بازی خوبی بود..هیچگاه بازی ما دراخربه دعوا ختم نمیشد...هیچگاه...

بله...مهندس  شریفیان ه بی ریای ما رفت....به همین سادگی...عروج کردوپرکشیدو..مهمان خیالات ماازاین به بعدمیشود..تصویرش..نگاهش..

اما یادش......خاطراتش...خصوصا دوران کودکی که برای انسان ازهمه بیادماندنی ترند...و سادگی  ودل صافی اش برای ما هیچگاه فراموش شدنی نیست....

 بیادنمی اورم اخرین سلام وخداحافظی ام بااو....اما اسماعیل.....بی خداحافظی رفتی رفیق......انهم دردوردست ها...تنهای تنها....

تسلیت به خانواده خوبش که .....دوست داشتنی اند وعزیز...به مادر وپدر صبورش..عمو وعمو زاده ها...به همسرمهربان وفرزندان  عزیزش....و...به برادر مهربانش...که نیمه دیگراوست...مهندس سعید...تسلیت عرض میکنیم..خداوند رحمتش رابراووخانواده اش دریغ نفرماید..امین


+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم مهر 1392ساعت 11:20  توسط ناصرغفوری  | 
لازم میدانم ازطرف خود وخانواده ام تشکر وسپاس م راازهمه دوستان .اقوام.هم محلی ها.همکاران.مسولین ادارات ونهادها..کارمندان ادارات..که  درغم ازدست دادن فرزندم باپیامها وحضورشان تسلی خاطرمان شدند..اعلام کنیم..ابوالفضل عزیزم  پس ازسپری  کردن6ماه بیماری دربیمارستانهای گراش ونمازی شیراز درروز شنبه صبح دارفانی راوداع گفت..فراموش کردن  یادوخاطره دلبندم واین مدت بیماری گرچه برای ماهرگز اتفاق نخواهدافتاد ولی راضی هستیم به رضای خداوندمتعال..امیدواریم که دراین مدت  درامتحان الهی  مورد قبول قرارگرفته باشیم...امیدوارم درروزهای شادی تان جبران  خوبی هایتان کنیم وهمواره حقیروخانواده ام دعاگوی سلامتی وتندرستی تان خواهیم بود.
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم مهر 1392ساعت 10:34  توسط ناصرغفوری  | 
دراینروزهای خوب خداکه دلهامان به آرامشی پایداررسیده وبوی مهرماه وپاییز ومدرسه همه جاعطراگین شده دستانمان رابالابگیریم وبرای سلامتی عزیزدلمان اقاحمید عزیزی دوست داشتنی که بجای مدرسه اینروزها دچاربیماری شده ودربستربیماری  قرارگرفته دعا کنیم..همه باهم پدرومادر وخانواده این عزیز راتنها نگذاریم..امیدرادلهایشان بارورکنیم..باورکنیددیروز که فرزندعزیزوصبورم ابوالفضل م راازدست دادم وازهمین جاسپاسم رانثارمردم خوبمان هم محلی هاودوستان که ازلحظه تولدتامدت بیماری ومداوای چندماهه کنارم بودندوتسلی خاطرم بودن، میکنم....بیش ازانکه به رفتنش فکرکنم به سلامتی حمیدعزیز فکرمیکردم  .....لحظه پروازعزیزم بربالینش بودم...اگرچه تصویرلحظه لحظه پروازش تاابددریادم خواهدماندولی ازاین لحظه به بعدحمیدجان رادردل ونگاه دعاخواهم کرد...شماهم حمیدراتنها نگذارید..خصوصاخانواده این عزیز
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم مهر 1392ساعت 2:30  توسط ناصرغفوری  | 
شورای هماهنگی اصلاحطلبان فارس  دربیانیه شماره5خود ضمن برشمردن لزوم تعیین سریع استاندارفارس ومهم ب دن شرایط استان..اقایان دکترانصاری لاری واحمدامیری راجهت سکانداری فارس به ریس دولت تدبیروامیدمعرفی کردند..امیری مدیرکل سابق اطلاعات خوزستان وگلستان میباشد که دزدولت احمدی نژاد برکنارشده است وازلحظ تفکراتی متعلق به اردوگاه اصلاحطبان دارد..ضمنا دکترسیدمحمداحمدی همچنان یکی ازگزینه هاست
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم مهر 1392ساعت 14:28  توسط ناصرغفوری  | 
دخواست نصب پست وترانس جدیدجهت برطرف نمودن افت ولتاژ بسیاری ازمشترکین برق باغان..اولین اقدام شورای اسلامی باغان درزدودن چهره محرومیت وبرطرف کردن مشکلات است که طی  نامه ای تقدیم مدیریت برق شهرستان خنج شد ودرهمین زمینه مهندس حسینی مدیربرق شهرستان خنج قول دادند که  موضوع را دراسرع وقت برسی کنند..لازم به ذکراست که سه پست درشروع برقرسانی به باغان درسال 75 احداث شدکه بعدازگذشت 16سال هنوز همان سه ترانس موجودمیباشدوهیچگونه  تغییری حاصل نشده است...درصورتیکه همه روستاهای همجواربر پست جدید افزوده شده  ولی درباغان تغییری حاصل نشده است...
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1392ساعت 16:50  توسط ناصرغفوری  | 
جلسه اعضای شورای اسلامی جدیدباغان  تشکیل وبه اتفاق آرا غلامرضابادپا بعنوان ریس شورا، حسن تقی زاده ناءب ریس ومحمدرضازارعی به سمت منشی گماشته شدند..همچنین به احتمال زیادعبدالله بادپا بعنوان دهیارمعرفی خواهندکرد.برای اعضای جدیددرپیشبرد اهداف واقدامات عمرانی  باغان ارزوی موفقیت میکنیم..
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم شهریور 1392ساعت 16:37  توسط ناصرغفوری  | 
آخرین گمانه زنی هادرمورد انتصاب استاندارفارس درمحافل کشوری واستانی وگروه های سیاسی به ترتیب این آقایان مطرح هستند1. دکترمحمدابراهیم انصاری لاری استاندارمحبوب فارس وبوشهردردولت اصلاحات ، معاون  وزیروریس ثبت احوال کشور ومعاون وزیرفرهنگ وارشاد وبنیانگذارسپاه پاسداران وجهادسازندگی لارستان،2مهندس عبدالحمیدمعافیان مدیرکل سابق آموزش وپرورش فارس، معاون وزیرآموزش وپرورش، معاون استاندارفارس وریس سازمان برنامه وبودجه وریس اءتلاف اصلاحطلبان فارس3. دکترسیدمحمداحمدی فرماندارسابق لار.مرودشت.فیروزاباد.کاردارسفارت ایران دربحرین..معاون سیاسی امنیتی استانداری بوشهروفارس.استاندارایلام.مشاوروزیرکشور.روابط بین الملل دانشگاه آزاد.ومدیرگروه مطالعات سیاست خارجی تحقیقات استراتژیک مجمه تشخیص مصلحت نظام.4کریم شورانگیز استاندارسابق ایلام  وکهکلویه وبویراحمد ومعاون استانداری فارس دردولت اصلاحات وریس دودوره ستادانتخاباتی سیدمحمدخاتمی درفارس5مهندس رجبی ریس سابق متروشیراز6جعفراسلامی معاون سابق وزارت صنایع دولت اصلاحات7،   مهندس صحراییان استاندارسابق فارس دردولت سیدمحمدخاتمی..و8.مهندس احدجمالی ریس حراثت استانداری فارس دردولت خاتمی  وریس ستادانتخاباتی دکترعارف دراستان فارس
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم شهریور 1392ساعت 1:42  توسط ناصرغفوری  | 
تاحدود زيادي ارامش سياسي رسيده ام..بازكشت اعتدال وعقلانيت وبرجيدن بساط افراط وتفريط خود مويد اين ارامش است كه اميدوارم انانكه شكست خوردند كارشكني نكنند تادولت تدبيرواميد بتواند انشالله مشكلات بوجود امده براي كشوررابرطرف كند...مسول ستاد انتخاباتي دكترعارف درشهرستان خنج باحكم مهندس احد جمالي بودم...وباطبع دغدغه ايشان هم رسيدن كشوربه مطلوب بود كه با رهبريت  خاتمي ..هاشمي..ناطق وسيدحسن اقا بين جريانهاي خط امام وفاق شد وعارف عزيز به احترام مردم انصراف ازكانديداتوري رااعلام كردونتيجه بيروزي نيروهاي خط امام اعتدالكرايان واصلاحطلبان شد...ومن ضمن حضوردرستاد دكترروحاني  درامتداد فعاليتهاي سياسي ام  تلاش كردم تاحضورحداكثري مردم درانتخابات شكل بكيرد.....الحمدولله بيروزي حاصل شد....به دوجلسه دعوت شدم كه بعلت بيماري فرزندم نتوانستم شركت كنم كه اخري همين بنجشنبه كذشته بود كه درشيراز باحضورروساي ستادهاي دكترروحاني وعارف بركزارشد كه اقاي سلطاني فردازطرف اين دوبزركواران براي تجليل ازفعالين ستادهاامده بود كه لوح تقديربسيارزيبابه همراه يك جلد نهج البلاغه  هديه دريافت نموديم....با تيتربزرك جناب اقاي ناصرغفوري مسول ستاد دكترعارف شهرستان خنج................بكذريم...كه هوانسبت به قبل بهترشده ....واكربه باي خوش قدمي روحاني نريزيم....بهترهم اميدواريم بابارش باران خواهدشد..........باغان عزيزم هم خبري نيست جزرنك خوردن خاركهاي نخلهايش....رمضان ...ماه بندكي وعطش...واذان ومناجاتهاي مساجدباغان شنيدن وشكوه خاصيردارد.....ومن هم .....ازباغان نوشتنم ادامه خواهدداشت......
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1392ساعت 17:48  توسط ناصرغفوری  |